پیرهن چاک و دهان باز و نوایت فریاد

پیرهن چاک و دهان باز و نوایت فریاد

گوش عالم کر و ایمان همه رفت به باد

وقت خواب نگران من و شب آمده‌ای

ماه را کشته‌ای و آی نفس‌کش، ای داد

از حضور تو و فریاد تو خورشید رسید

چشم خوابم ترکید و تو شدی صد بیداد

شال شب رفته کنار و سر و گردن سر زد

من دیوانه سرم پیچ شد و رفت چه شاد

فکر من نیستی و روی خودت عرضه کنی

یک کمی در هیجان پرسه زنی و در یاد

در دهانت شده تغییر پر و من حیران

جوگرفته رخ تو، آه من آمد به نهاد

ساعت از نصف شب خواب دوید اما تو

پیرهن چاک و دهان باز و نوایت فریاد

 

21 خرداد 1388

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
emily

[شیطان][قهقهه][گاوچران][گاوچران][هورا]

فهیمه

سلام همانطور که میدانید که تبادل لینک با بلاگهای معتبر باعث میشود که نه تنها بیننده بیشتر به سایت شما جلب شودبلکه سرچ اینجین ها هم رتبه سایت شما را بالا ببرند. بلاگ من بسیار فعال است و بینندگان نسبتا زیادی دارد. همچنین دهها صفحه ایندکس شده در گوگول دارد که تعداد آن روز به روز بالا میرود. اگر مایلید که با وب لاگ من مبادله لینک کنید لطفا لینک آن را در بلاگ خود قرار داده و یک کامنت در بلاگ من بگذارید تا من هم لینکی را که شما مایلید اضافه کنم. لینک من: http://memoirsofsherlockholmes.persianblog.ir تکست لینک: شرلوک هلمز متشکرم

هادی...

سلام میلادان از ابراز لطفت دررد غز ممنونم به وبلاگم حتما سر بزن منتظرم

هادی...

سلام میلادجان از ابراز لطفت درمورد غزلم ممنونم به وبلاگم حتما سر بزن منتظرم

ابوذر اکبری

ندارم حرفی واسه تو خوب چزوندی دلمو نفله کردی عشقی داغو آتیش زدی خونمو تعارفات که کم بشه میگم زیادی می خوامت تب و تابِ داشتن تو واسه این هِی می پامت شاید تو زندگی و همه دلیلِ بودنی حالا من چیکار کنم چرا فقط لاف می زنی میگی لاوی ترکوندم خیلی مایه اومدم آفتابِ سوزان تمومه شب و سایه اومدم حالا سیمین بر تنها رُک بگو حرفِ نهون نقره فامِ ماهی و من یکه برگی تو خزون چقده زود دیر میشه عمرها چه حیف هدر میشن همه ی بخت و انرژی کلا بی اثر میشن تازه تازه کهنه کهنه نداره دنیای مـا خیلی زود قدیم میشیم دیروزی شد فردای ما ندارم حرفی واسه تو میخوام یه عمل کنم بیام و روزای تلخ رو کندوی عسل کنم شایدم نشه عزیز فرصت کمه تو نباشی یکی دیگه بعدِ هر حسرت غمه شاید تو زندگی و همه دلیل بودنی اما یادت باشه رفتی و همش جـِر می زنی توی این بازی غریبه دستامون آشنا

درود آقا میلاد پا را حسابی چفت کفش حافظ کرده ای! به جای" رفت"، رفته با شد بهتر است. ایمان همه رفته بر باد بعضی از جمله ها هم از نظر معنایی نقص دارند . مثل بیت سوم . میلاد جان همه ی تلاشت را در راه وزن کرده ای . کمی هم برای مفهوم و زیبایی بگذار. موفق باشی.

قزللو

اشتباهی مشخصاتم حذف شد. نظر پایین را من نوشتم.

قزللو

درود میلاد آن حیوان وحشی جلو چشم هزار قاطر چموش ضایع شد. به عرعرش نگاه نکن یونجه اش کمی زیاد شده وگرنه تا آسیاب ده مگر چند من راه است؟

بی اسم

ندانستن آخر راه لذت رفتن را دوچندان می کند .