گريه

باز امشب گريه کردم
نه برای شکستن
بلکه برای شستن
شستن غم، شستن درد
از اين وجود سرد سرد
گريه را مانند مرهمی می بينم
که شفا می بخشد
بر تن زخمی من
که رها می سازد
شور عشق در سر من

/ 5 نظر / 5 بازدید
تنهاترين تنها

سلام گریه زیباست. اما هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختنت نمیشود دوست دارم موفق باشی پیش منم بیا

سارا

سلام ممنون که خبرم کردی. شعر بسيار زيبايی بود. بازم به من سر بزن.

ابوذر اکبری

سلام چه پر شور و طراوت خسته نباشيد ...... باشد که خاک پايت بهانه ای بر گريه از جنگ از قرن سرب و آهن در عصر بی گل و ماه باشد ......... آرزويت بی کران باد

سلام این وبلاگت قشنگتره و باز این جای بسی مباهات وافتخار است که وبلاگم را قابل ارتباط و لینک دونستین امیدوارم با پر بار کردن محتوای آن لطف شما را جوابگو باشم با کمال احترام وارادت دکتر مجتبی کرباسچی

دكتر مجتبي كرباسچي

سلام این وبلاگت قشنگتره این جای بسی مباهات وافتخار است که وبلاگم را قابل ارتباط و لینک دونستین امیدوارم با پر بار کردن محتوای آن لطف شما را جوابگو باشم با کمال احترام وارادت دکتر مجتبی کرباسچی