عاشق باران

بیست و سومین زادروز باران خجسته باد

 

25 مهر، زادروز باران شاد باد

 

آغاز سال 23 بارانی بر همگان شاد باد

 

چه ناز و عشوه‌ای دارد، برای این دلم، باران

و می‌خندد به روی من و می‌گیرد دلم آسان

به رخ از ماه زیباتر، به قد از سرو والاتر

چگونه وصف او گویم، که داده مهر و جان، جانان

صدایش همچو موسیقی به آواز و غزل بشنو

طنینش گوش را جان داده و دل گشته است حیران

به هر جا می‌روم، رویش، به روی من چه می‌خندد

خدایا، تو نگهدارش، همیشه، هر کجا، خندان

دعایش می‌کنم هر دم، که خوش باشد و پاینده

که پایا بودنش بخشد، به دور غصه‌ها پایان

همیشه شعر من را او، پر از امید گرداند

که امید من است و دل، خدایا جاودان گردان

به هر که دیده است او را، بپرسی بر تو می‌گوید

که باران بی‌همانند است، همیشه مهربان با جان

دگر از او چه گویم من، اگر چه دور است از من

ولی تا آخرین بیتم، بماند در غزل اینسان

نه ابرو در کشد بر دل، نه روی از دل بگرداند

ببین روی نگار او، زند لبخند جاویدان

بباید در امان آمد ز گفتار شکرینش

که دُر و گوهر افشاند و بین شعر و غزل، افشان

شکر را پیش لبخندش، بسان زهر می‌یابم

چه شیرین خنده فرماید، بر این دل، قند بی‌پایان

امان از دست چشمانش که می‌دوزد دلم بر مهر

خدایا دور گردان چشم بد از روی آن چشمان

همیشه شکر می‌گویم که مهرش بر دلم افتاد

خدایا، تا ابد شکرت که گشتم عاشق باران

 

5 مهر 1387

  

آغاز سال بیست و سه بارانی بر همگان شاد باد

 

25 مهر، زادروز باران شاد باد

 

بیست و سومین زادروز باران خجسته باد

/ 0 نظر / 15 بازدید