صاحبدلان ۱۳۹۱

این بار دوباره چادرت را سر کن

از راه بیا و غصه را پرپر کن

چندین دهه روزه‌ی سکوتم بی‌تو

یک آیه از این دل مرا از بر کن

 

*****

 

بی‌تو رمضان نبود صاحبدل من

آدم که نمی‌رسید از این گل من

یک عمر دخیل بسته در چادر تو

تا یک شب قدر حل کنی مشکل من

 

۳۱ تیر ۱۳۹۱

/ 7 نظر / 18 بازدید
شاهدخت سرزمین ابدیت

زیبا بود و اهورایی چنان شب قدری که گناه هایم را می شمارم در سطل های کوچک می گذارم و بر پشت بام خانه می نهم شاید که باد با خود بردشان یا بارانی شستشویشان داد

سامورائی

استفاده ابزاری از ماه رمضان جالب بود

سعید افخمی

امروز سوم مرداد روزیست که ایران احمد شاملو را از دست داد یادش گرامی

آمد

میتــرســم . . . کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد نغمــه ی ِ دلـت را بشنــود و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش !!! چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت! . . . . . . ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن

بي اسم

بی پرده می گویم.... ...آغوشت ترجمه بهشتی است که هیچ گاه بعد از آن نخواهم دید... من مستاجر این بهشت میمانم حتی اگر قرار باشد در جهنم خانه ای بخرم به جرم هم آغوشی تو...