به نام خدای سخن‌آفرین

برای فردوسی

به نام خدای سخن‌آفرین

خداوند جان و جهان‌آفرین

خداوند عشق و زمین و سپهر

خداوند بخشنده و پر ز مهر

خدایی که بخشد توان سخن

خدایی که داند جهان از کهن

به نام سراینده‌ی چامه‌ها

سراینده‌ی مهر از خامه‌ها

نگارنده‌ی راستان داستان

سراینده‌ی مهر و هفت آسمان

به نامش که نامی‌تز از نام‌ها است

فزاینده شیرینی بر کام‌ها است

به نامش که از هر سخن برتر است

که مهرش ز هر آدمی سرتر است

21 اردیبهشت 1387

25 اردیبهشت - روز بزرگداشت فردوسی

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوذر اکبری

سلام وقت شما به خیر ممنون از تشریف فرمائی شما با شعر بی دریا در خدمت شما هستم ......... شاد و سلامت ...... [دست][گل][دست][گل][بغل] تشکر به خاطر محبتای همیشگیتون میلاد جان [گل]

ابوذر اکبری

سلام با یه ترانه ی شاد در خدمت شما هستم میلاد جان ......... بهروز و کامروا [دست][گل][دست][گل][بغل]

مرضیه

شعرات خیلی قشگن مخصوصاَ شعرهای کوتاهت و می تونی خیلی بهتر از این باشی من بهت ایمان دارم که می تونی. [گل][تایید][گل]

کمی شبیه فردا

سلام دوست عزیز/کمی شبیه فردا /با شعر سپید ................تو را .......خون بالا می آورم به روز است صدا .....! دوربين ......... ! حركت .....! وتوسیبی بودی که در دندان های مصنوعی لهیده شدی ! تورا............... نه نیوتون کشف کرده بود ونه از شاخه ای که علم در آن بچه کرده است افتاده بودی! تو را ......مــــــن با کلــــــمه ها تراشیدم ! تو را....... من در شعرها مجسمه کردم ! تو را .....من خـودم به دنیا آوردم اصلا ! همانگونه که باخته بودم !؟ http://khalseha.blogfa.com/ http://khalseha.blogfa.com/

ابوذر اکبری

سلام وقت به خیر تن کاغذ داره باز خط می گیره اون وجود روشنش باز اسیره میگیره حال و هوای آبیو خیسی جوهر و رنگ شادیو چند روزه باد میزنه ابرا گرفتن آسمون شاخ و برگا قر میدن خنک و بهاره پیشمون شالیا منتظر یه چیکه آبن از بالا وقتی قهر و تاریکه به آسمون میگن حالا ............................ در انتظارتان ..... بهروز و برقرار [دست][گل][دست][گل][بغل]

ابوذر اکبری

به آبادیِ این گوهر خودآیِ قادرِ برتر به نیک آئینیِ میهن رسان امداد سرتاسر به جوشش از دل خاک و به غرش از دل ابران تو دستش گیر هر دستی که سازد آن اَبـَر ایــران غرور خفته جاویدان [دست][گل][بغل]

زهرا

خدایا! تو ماه قلب تیره ی منی که عزیزتر از جانی از زیبایی تو زیبا می شوم و پیوسته با تو می مانم منتظر حضورت هستم دوست آسمونی من