بهانه

چشمان ناز خود را
دوباره خيس می کنی
با آن نگاه عاشقت
مرا نظاره می کنی
سخت است ولی قبول کن
رفتن، بِهْ از ماندن بود
شايد دوباره دیدمت
تقديرِ ما اينسان بود
شايد نبينمت دگر
لیکن هميشه با منی
در روز و شب های غريب
بهانه قلب منی

/ 5 نظر / 8 بازدید
محسن حکيمی

داداش ميلاد سلام خيلی ناز بود....بارانی بود......

اصلان

درود بر تو خسته نباشي.محتوا و تصوير(image) شعرها را بالا ببر موفق باشي

فرياد قلم

هميشه بارانی هميشه زيبا این رو از همه بيشتر دوست دارم، خيلی قشنگه.

ابوذر اکبری

سلام خيلی جالب و زيبا بود خسته نباشيد از وسط به آخر دل انگيزتر ..... منم آپم .... شاد باشيد

سارا

سلام خيلی زيبا بود من هم آپ کردم خوشحال می شم يه سر بزنيد