می‌روی و ، برای خسرو شکیبایی

برای خسرو شکیبایی

 

می‌روی و دل به راهت گریه کرده

آسمان با یاد تو صد مویه کرده

می‌روی و چشم ما گریان به راهت

یاد تو مانده، پر است از خنده‌هایت

می‌روی و روی سن جای تو خالی

یاد تو آید در این دور و حوالی

می‌روی و لنز دوربین باز باز است

یک کلوزآپ از تو دیده، غرق راز است

می‌روی و می‌نویسم یک ترانه

از تو و مهرت که مانده جاودانه

می‌روی و قاب عکست روی دیوار

با نواری مشکی از غم مانده بیدار

می‌روی و خانه سبزت بماند

یادگاری از تو اینجا باز ماند

می‌روی و گوشه‌ی این روز و شب‌ها

خاطراتت مانده سبز در سوز و تب‌ها

می‌روی و باز هم هامون شوی باز

می‌روی تا رو کنی شوری تو از راز

می‌روی و گوش ما غرق صدایت

خوش صدا بودی و هستی بی‌نهایت

می‌روی و بازی تو مانده اینجا

در کنار لحظه‌های خوش تو هر جا

می‌روی و حسرتی دیگر به دل شد

آرزوی با تو بودن زیر گل شد

می‌روی و تا ابد مانا شدی تو

خسرو خوبان، بی‌همتا شدی تو

 

درگذشت خسرو شکیبایی تسلیت باد.

 

30 تیر 1387

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوذر اکبری

اگه این دل همه جا حس نکنه رنگِ تو رو بو و آهنگِ تو رو همه جا زنگِ تو رو وای که باید بمیره آره باید بمیره اگه این دل نره قربون دلت سر تا پا آب و گِلت وای که باید بمیره آره باید بمیره اگه نشمره صدای نفسات اگه هر لحظه نمیره پا نگات وای که باید بمیره آره باید بمیره [دست][گل][دست][گل][بغل]

افسانه

باسلام روحش شاد [گل][گل][گل][گل][گل]

ابوذر اکبری

سلام وقت به خیر از حضور و نظرتون صمیمانه متشکرم و منتظر حضور گرمابخشتون برای ترانه ی کلید می مونم ...... [بغل] یه شبی ماه ستاره رو آبی و آفتابی بکش مهتاب رو از رو ببر و طلوع رو نقاشی بکش دست بده با ابر سفید قاصدکو نگاه نکن سبزی رو شعله ور بکش نسیمُ هی صدا نکن [دست][گل][لبخند]

محسن حکیمی

قشنگ بود ولی نه به قشنگی بارانی هات! خواستی یه سر بهم بزن [گل][گل][گل]

ابوذر اکبری

سلام وقت به خیر ............ یه ترانه ی متفاوت . تشریف بیارین ... بهروز و کامروا دم غروب آسفالتِ خیس قدم زدن کوچه ی لیز کیپه آسمون ابر سیاه بارونِ ریز بچه کجا ؟ خنک تازه چه حالیه آب نپاشه موتوریه دم غروب ستاره نیس پشه ها حمله نیشای تیز دم کرده هوا خونه با صفا پنکه میگه مُردم به خدا [دست][گل][بغل]

میلاد : شبگرد غریبه 2

سلام . حاله شما؟ ما رو که هنوز داری تو تصویر؟ چه خبر . از پستت متوجه شدم که به هنر و هنر مند علاقه داری. ما هم برای خسرو شکیبایی طلب مغفرت می کنیم آپ کردم . اگه قابل می دونی یه چند دقیقه ای مهمون ما باش منتظرتم قربونت خداحافظ [قلب][قلب][گل][گل][ماچ][ماچ]

رضاپارسی پور

با سلام...باغ باران دعوتید. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ________________________________________ سرکویری از : خسرو شکیبایی ، به " خسرو شکیبایی " !! سرکویری " سرمه ی بینایی " در دیده اگر سرمه ی بینایی بود دلها به خدا گرم و تماشایی بود ای کاش به دست این هنرمندان هم آیینه ی " خسرو شکیبایی " بود !! رضاپارسی پور ************************ سرکویری " کوچه ی بهشت " این بحر که بی شمار کشتی دارد دنیاست ، اگر چه خوب ، زشتی دارد مانند بهشت ، مردمانش خوبند آن کوچه که خانه های خشتی دارد !! رضاپارسی پور - حوزه ی هنری ************************ روزی یک " سرکویری " ، از هزار و یک سرکویری ، پاداش رنج سفرتان به " باغ باران " . نوشته شده توسط رضا پارسی پور در ساعت 1:49 | لینک | نظر بدهید از وبلاگم با نام – باغ باران http://baghebaran.blogfa.com/