دل من در خون است

وای قلبم قلبم

قلب من نقش زمین

روی خاک

غرق خون است

می‌کشی با نگهت قلبم را

هر زمان

هر لحظه

می‌دهی جان به خنده پس از آن

و دوباره

ز نگاهت

دل من در خون است

 

۱ آذر ۱۳۸۷

/ 17 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فواد

بذار خالی شم از رویات،که این شبها پر از درده چرا اون لحظه های خوب، دوباره بر نمی گرده؟ بذار خالی شم از فکرت که من در فکر پایانم حالا محو تماشای ، سکوت بعد طوفانم تمام دلخوشیه من ، همون حرفای خوبت بود ولی باور نمی کردم که دنیامون بشه محدود حالا بین من و چشمات فقط یک شیشه ی ماته ببین تو سینه ی خسته م، هنوز عطر نفسهاته ولی با اینهمه امروز، من از فکر تو لبریزم نمی دونم برای چی، هنوزم اشک میریزم بذار خالی شم از فکرت که من در فکر پایانم حالا محو تماشای ، سکوت بعد طوفانم

خانه ی نقد -قزللو

با سلام دوستان گرامی خانه ی نقد به روز شد با نقد مجموعه شعرهای: تیمور ترنج: اوقات دریا همیشه آبی نیست. مصطفا فخرایی: داوود در حنجره داشت شهین منصوری: چرا برای تو دلتنگ نشوم؟ چشم به راه شماییم. با نقد و نظری دیگری.

وحید

در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم. [گل][گل][گل] [خداحافظ]

ابوذر اکبری

سلام وقت خوش با ترانه ای تازه به روزم آدرس شما رو هم تغییر دادم ..... این ایام رو تسلیت میگم و شما رو به خوانش شعری دیگر دعوت می کنم ....... خون در خون این زمزمه ی هر روز است آری دل من در خون است [دست][دست][گل][گل][لبخند]

رو

rojan !

www.rojanradan.blogfa.com axhaye fogholade va bi nazir az bahram radan

ابوذر اکبری

این روزا دل واسه فردا دیگه غوغا نداره چهره ای که خواستنی بود نه تماشا نداره این روزا آسمون همبغضِ زمین تو این دیار نازنین دلگفته ای که جا نشد یه زخم کهنه بود همین اما از سادگیِ قصه ی ما بعضی سرخ و بعضی خاکسترین سفید و سیاه دروغ بود سایه ها بسترین [دست][گل][بغل]