باران...

باران

چه عاشقانه و زیباست اشک های آسمان

باران

مانند بیابان می ماند آرزوها و رنج هایم به تو

باران

چرا دوباره باز نمی گردی نزد من مانند ابر بهاران

بازگرد نزد من مانند بارش باران

بازگرد و شستشو ده روحم را با اشک های آسمان

با دست هایت،

در آغوش گیر مرا،

بیمار شده قلبم از ناراحتی ها و رنج ها، از غصه ها

باران

عمری مانده ام چشم به راهت

آنقدر كه خو گرفته ام با صبر و انتظار، با شكیبايی

باران

چرا باز نمی گردی

هنوز آسمان ابری است اینجا

اجازه مده تنها بمانم با ابرهای سياه، با غصه ها،

تمنا می كنم،

تنهايم مگذار

/ 0 نظر / 8 بازدید