تغییر

دولت امید ما بودی ولی چشم تو درگیر یک تغییر شد

ما برای... تغییر آمدیم، این شعار تو شد و تکثیر شد

روز اول داشتی رنگ چمن، موج سبز عاشقی بر جان و تن

ناگهان رفتی و بعد از آمدن، رنگ دستانت سفید سیر شد

در کنار دیگران می‌خندی و ما در این تنهایی خود غرق تو

از حضور تو در آن تغییرها، صد هزاران آینه تصویر شد

آنقدر آواز خواندی که گرفت حجم فریادت درون واژه‌ها

نقل قول دیگران از نام تو، ما شنیدیم و چه‌ها تفسیر شد

کل عالم پیش گوش خواب من، در شگفتند از چنین آواز تو

من چه گویم در جواب وا و ها، اندکی موی سفیدم پیر شد

باز هم فرقی ندارد سبز و زرد، دولت امید تغییرم تویی

ذهن من درگیر بی‌خوابی ولی با حضورت خواب‌ها تغییر شد

 

19 خرداد 1388

/ 1 نظر / 5 بازدید
ابوذر اکبری

این محل که یادگاره از قدیم اون روزا که شـادی بود حکم کریم دروغ و نیرنگ و سالوسیا کم تقیه کارا همشون یه گوشه جیم کِراک و شیشه و بنگ پیدا نبود زید و جی اف توی اون باغا نبود ایدز هپاتیت هیولا کدومه یا که ملا و بلا اینها نبود بدیا پیرهن خوبی می پوشن حضرات قرمز و زرد رو می نوشن آبـی و سبزیا رو هِی می دوشن جانماز آب می کِشن اینا موشن توی فاضلاب گندِ مطلقه با همه هستی ملتی خوشن سه دهه پستی و ترس و موعظه سلطنت تمومه خونا می جوشن ٢ ما هستیم خـدا همین نزدیکی رجم و سر بریدن بازیِ شما این همه گفته نشد حتی یکی تروره حکم هر قاضی شما