کبوتران خنده

پیشکش به دوست

 

روزی که به دنیا خندیدی

جنگ تمام شده بود

و ما داشتیم خرده نان‌هایمان را

باکبوتران مرده تقسیم می‌کردیم

...

و پس از چرخش سال‌ها

اکنون که دوباره می‌خندی

جوجه‌کبوتران از خنده‌ی تو پرواز را یاد می‌گیرند

 

۲۲ تیر ۱۳۸۹

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

پس چرا آپدیت نمی کنی ؟ وبلاگ روباید هر روز آپدیت کرد . اگه چشمه ات هم نجوشید فعلن کپی پیست کن . [نیشخند]

هدیه

سلام...مرسی از کامنت هاتون توی پروپیک نت...خیلی خوشحال شدم!![لبخند] اون عکس هم !! نه خودم نیستم![خنده] خواهر گرامه! تو بیشتر عکس ها هم هست!! بچه ام فتوژنیکه!!!

هدیه

باز هم مرسی خیلی زیاد بابت تبریک تولد...خیلی ممنون!! راستی اینجارو چرا آپدیت نمی کنین؟! خیلی جای خوبیه... امیدوارم بخونید اینجارو چون نمی دونستم کجا (به جز فنزین البته!) براتون جواب بفرستم... [مغرور][خجالت][چشمک] همیشه از دیدن نظرهاتون خوشحال میشم!

هدیه

سلام...دوباره! منتظر نظراتتون هستم شدیدا!![پلک][نیشخند] بله خوب من اونروز عینکمم زده بودم! راستی من هنوز نمیدونم شما کدوم بودی ها!!! الان گیجم![سوال][لبخند] میگم الان پیش خودتون نگین چقدر پرته ها!!![لبخند]

هدیه

آااااا! از اسم من سو استفاده شده اینجاااا!!

پوریا

سلام میلاد جان. وبلاگ بسیار خوبی داری. من از همین لحظه از خواننده های ثابتت شدم. :)

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پیروزی نهایی راستی بر دروغ(فرشکرت frash kart) از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا" اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

رن بلک

really beautiful i'm envious of ur poem! [نیشخند]

شیرین میناسرشت (شرقی )

درود بر میلاد عزیز داشتم اشعارتان را می خواندم به این شعر که رسیدم اینقدر زیبا بود که نتوانستم ننویسم ... آفرین پارامترهای سپید کم در اشعار سپید سراها رعایت می شود اما اینجا سپید دلنوازی خواندم نه اینکه همه ی کارهایتان را کاملا عالی ببینم البته نظرم هست ... اما این کار بدون اطناب و استفاده از کبوتران مرده و جوجه کبوتران بسیار کار کرد قشنگی داشت سرزده و دعوت نشده فرصت ندارم جایی بروم اما الان در فرصت کوتاهم نمی دانم چرا اینجا آمدم قطعا حس کردم زیبایی شعرتان را که آمده ام ... باشید همیشه

alive

[لبخند]... همین